الشيخ البهائي العاملي
923
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
فصل ششم : در بيان قسم سيزدهم و چهاردهم اقسام حدود و آن حبس مخلّد است و كشتن . امّا حبس مخلّد ، و آن حدّ چند جماعت است : اوّل : حدّ كسىكه امر به كشتن كسى كند . دوم : حدّ كسىكه در مرتبهء سوم دزدى كند بعد از آنكه دست راست و پاى چپ او را بريده باشند . سوم : حدّ زنى كه مرتدّ شده باشد . و امّا كشتن و آن حدّ بيست و پنج قوم است : اوّل : حدّ دزدى كه در مرتبهء چهارم بعد از حبس مخلّد دزدى كند . دوم : حدّ كسى كه با مادر يا خواهر يا دختر يا دختر برادر يا دختر خواهر يا عمّه يا خاله زنا كند . سوم : حدّ جهودى كه با زنان مسلمان زنا كند ، خواه به شرايط ذمّه باشد و خواه نباشد ، و خواه زن اطاعت كرده باشد و خواه به اكراه زنا كرده باشد . چهارم : حدّ كسى كه با زنى به اكراه زنا كند . پنجم : حدّ كسى كه به زن پدر يا كنيزى كه پدر [ 1 ] به او دخول كرده باشد زنا كند . ششم : حدّ كسى كه او را جهت تفخيذ - يعنى منى ريختن در ميانران مردان - سه مرتبه تعزيرش [ 2 ] كرده باشند . هفتم : حدّ زنانى كه ايشان را سه مرتبه جهت سحق تعزير [ 3 ] كرده باشند . هشتم : حدّ كسانى كه جهت دشنام دادن ايشان را سه مرتبه حدّ زده باشند . نهم : حدّ كسى كه شراب خورده باشد و او را سه مرتبه حدّ زده باشند . دهم : حدّ كسى كه شراب را حلال داند و توبه نكند
--> [ 1 ] . در كنيز پدر محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) [ 2 ] يعنى حدّش زده باشند . ( يزدى ) [ 3 ] يعنى حدّش زده باشند . ( يزدى )